1. اهل هر مرام و مسلکی که باشی، تفاوتی ندارد؛ انسان قدرتهایی دارد که میتواند به آن توجه کند و آنها را رشد دهد.
2. زمان، ذات انسان را تغییر نمیدهد بلکه شرایط رشد این تواناییها را تغییر میدهد. انسانها همیشه یکی هستند ولی زمانه شان یکی نیست. قدرت انسانها در زمانهای مختلف تغییر میکند. برای نمونه، امروزه ارتباطات به حدّ غیر قابل تصوّری آسان و سریع شده است. یعنی شرایط زمان و مکان امروز، دیگر شرایط زمان و مکان سه دهه پیش نیست.
3. بهترین روش زندگی، روشی است که بتواند تواناییهای انسان را در بالاترین سطح ممکن رشد دهد. البته در این مسئله یک فرد یا گروه معیار نیست و معیار کلّ جامعه است.
4. تنها دینی میتواند جاودانه باشد که بتواند شرایط زمان و مکان را در خود لحاظ کند. امّا نباید اجازه داد که دین بازیچه شرایط زمان شود. همانطور که بازیچه شدن شرایط زمان توسط دین را نیز باید نفی کرد. اگر به بهانه شرایط زمانه، دین را به بازی بگیریم، جامعه را دچار تشویش خواهیم کرد چرا که بسیاری از مناسبات تعریف شده به صورتی به هم ریخته میشود که نتیجهاش اضطراب درون جامعه خواهد بود. و اگر دین پیشرو شود و توجهی به مقتضیات زمان نکند، آنگاه بسیاری از تواناییهای اعضای جامعه یا بالفعل نخواهند شد و یا هرز خواهند رفت.
یک مثال ساده:
اولین جرقّههای کشش جنسی در ذهن هر کدام از ما انسانها با بلوغ جنسی زده میشود. در مورد میل جنسی، در ایران دو مسئله وجود دارد. اوّل: قانون که برآمده از دین و فقه است. و دوم: شرایط زمان که نتیجه پیشرفت انسان است.
قانون میگوید: روابط خارج از حیطه خانواده شرعی خلاف است.
زمان میگوید: ارتباطات فوق العاده پیچیده شده و امروزه حتّی پیش از بلوغ هم هر فرد یک وسیله ارتباطی شخصی دارد که با هر کس و درهرکجا امکان ارتباط دارد. این مسئله حتّی در سه دهه گذشته هم سابقه نداشته! بنابراین جنس مخالف دیگر به ناشناختگی آن زمانها نیست و به همان میزان ارتباطات دیگر در حیطههای سنّتی قابل بررسی نیست.
اگر قانون پیشرو باشد و زمان عقب بیفتد = با توجه به اینکه مبنای قانون در کشورما فقه است؛ به هیچ وجه نباید ارتباطی ورای ارتباط خانواده، بین دختر و پسر نامحرم ایجاد شود.
اگر زمان پیشرو باشد و قانون عقب بیفتد = آمار غیر رسمی حاکی از بالا بودن میزان بالای ارتباطات جنسی در بین جوانان کشور است! این مسئله، حتّی با فرض کذب انگاشتن آمار مذکور، امر دور از ذهنی نیست. کافی است نگاهی به مباحث فکری سایتهای اینترنتی بیندازید. بسیاری از مسائلی که در حیطه جنسی حتّی تا یک دهه پیش از این در کشور تابو مطرح میشد، امروز به عنوان بحث رایج مورد بحث و نظر است.
اگر قانون به همراه زمان پیش برود = روابط میتواند در کیسهای مختلف «تعریف» شود. و در نتیجه نه شاهد عقب ماندگی قانون گرایی صرف باشیم و نه نظاره گر تشویش زمانه گرایی مطلق.
نتیجه:
اگر فقه، مطابق با زمان و مکان نباشد؛لااقل دو نتیجه به دنبال خواهد داشت که هر دو به ضرر جامعه است. اوّل اینکه خود فقه و به طبع آن، دین و ارزش های اخلاقی در جامعه کم رنگ خواهد شد. و دوم آنکه جامعه به شدت دچار تشویش می شود.

